آدرس : کیلومتر 30جاده زابل

این اثر هم اینک دربخش میانکنگی ودرکیلومتر 30 جاده زابل به دوست محمدخان قرارگرفته.درخصوص وجه تسمیه این اثر آکاهی درستی دردست نیست درشاهنامه کرکوی سه بارنام برده شده ونام پهلوانی از خاندان سام است. محققان ومستشاران بسیاری از این اثر بازدید کرده اند از آن جمله کلنل ییت درسال 1894میلادی ،پرسی سایکس  در1899میلادی که به دیده وی این اثر پایتخت ومعبد کیانیان بوده ودرسال 1905 جورج پیتر تیت افسر نقشه بردار گروه حکمیت گلد اسمیت  بررسیهای دقیق واطلاعات بیشتری  درخصوص مشخصات معماری اثر بدست میدهد.علاوه براین کرکو از دیدجغرافیا نویسان سده‌های نخستین اسلامی نیز پنهان نمانده ابن خرداد به در1100سال قبل کرکویه رادرفهرست شهرهای سیستان آورده است  .یاقوت حموی می‌نویسد:...درشمال زرنگ قراردارد آتشگاهی برپاست که نزد زرتشتیان محترم ومقدس بود ودرنزد مردمش چنین مشهور بود که رستم گنبد آتشکده را ساخته است.کتاب تاریخ سیستان کرکوی رامعبد جای گرشاسپ دانسته  درسنت زرتشتیان گرشاسپ جهان پهلوان ایران پسر اثرط یکی از جاودانهاست که بدلیل اهانت به آتش بخواب ابدی فرورفته ودرروایت پایان گیتی به همراه سوشیانت کمر به آبادنی ایران زمین خواهند بست

 

 این اثر بقایای یک آتشکده دوره ساسانی است و در روستای کرکو از توابع شهرستان زابل قرار دارد. در بسیاری از سفرنامه‌ها و کتب قدیمی از این آتشکده یاد شده است. بوالمؤید در کتاب “گرشاسبآورده است:"معبد جای گرشاسب بود و او را دعا مستجاب بود به روزگار او، و او فرمان یافت، مردمان هم به امید برکات آنجا همی شدندی و دعا همی کردندی و ایزد تعالی مراد‌ها حاصل همی کردی. چون حال برین جمله بود کیخسرو آن جا شد و پلاس پوشید و دعا کرد، ایزد تعالی آن‌جا روشنایی فرا درآورد که اکنون آتشگاه است، چون آن روشنایی برآمد برابر تاریکی، تاریکی ناچیز گشت و کیخسرو و رستم به‌پای قلعه شدند و به منجنیق آتش انداختند. و آن انبارها همه آتش گرفت چندین ساله که نهاده، و آن قلعه بسوخت و افراسیاب از آنجا به جادویی بگریخت دیگر کسان بسوختند و قلعه ویران شد. پس کیخسرو این بار به یک نیمه آن شادستان بکرد و آتشگاه کرکویه و آن آتش گویند آن است، آن روشنایی که فرادید و گیرکان چنین گویند که هوش گرشاسب است و حجت آرند"